چنانچه رفتارشان موجب عصبانیت شما شود بدین معناست که هیچ کنترلی بر احساسات یا کارهایتان ندارید و حالت دیگر به این مسئله اشاره دارد که با تغییر نگرشتان، می توانید واکنش های خود را تغییر دهید.
راه حل ها
1. بین خود و فرزندی که موجب عصبانیت شما می شود، فاصله ایجاد کنید. وقتی احساس می کنید در حال عصبانی شدن هستید، یا فرزندتان را از محلی که در آن هستید به بیرون بفرستید و یا خودتان بیرون بروید. چند دقیقه دور بودن از منبع عصبانیت، می تواند کمک کند تا آرام شوید و به صورت منطقی کنترل شرایط را در دست بگیرید. با طغیان عصبانیت هیچ چیزی حل نمی شود. اگر با صبر و حوصله سعی کنید که آرام شوید و سپس از موضع قدرت با فرزندتان برخورد کنید، در موقعیت بهتری قرار می گیرید.
2. با خواندن کتاب یا شرکت در کلاس های خاص، اطلاعات بیشتری در مورد رشد کودک کسب کنید. اگر بدانید که رفتار کنونی فرزندتان در واقع اقتضای سن او و امری کاملاً طبیعی است، در برابر او واکنش غیرمنطقی کمتری نشان می دهید.
3. اگر عصبانیت شما باعث می شود تا فرزندتان را بزنید، باید راه های کنترل عصبانیت شدید خود را یاد بگیرید. یک راه حل خلاقانه این است که واکنش فیزیکی خود را به کف زدن تبدیل کنید، محکم و تند و بگویید چه احساسی دارید. این علاوه بر کاستن عصبانیت شما پیامی کاملاً مشخص به فرزندتان می دهد.
4. عمل کنید. واکنش نشان ندهید. در مورد چیزهایی که شما را عصبانی می کند، فکر کنید. با کمک هم فهرستی از قوانین خانوادگی تهیه کنید. توقعات کاملاً مشخص خود را با فرزندتان در میان بگذارید. از قبل در مورد روش های انظباطی که می خواهید به کار ببرید، تصمیم بگیرید. تا زمان بدرفتاری بچه هایتان کنترل خود را از دست ندهید.
5. وقتی احساس می کنید می خواهید فرزندتان را در دستهایتان بگیرید و به شدت تکان بدهید، او را در آغوش بگیرید این کار در مقابل آینه یا شیشه بازتاب دار مناسب است. اغلب عصبانیت شما را به احساس عشق تبدیل می کند. تنبیه به خصوص بدنی عوارض جبران ناپذیری به همراه دارد و هیچ چیز ارزش آن را ندارد.
 
 
 
 
 
راه حل ها
1.با بیان جملاتی واضح و مشخص که مانع از سوءتفاهم می شوند، نگذارید تفاوت برداشت شما و فرزندتان از زمان، به مشکلی حاد تبدیل شود. مثلا: به جای جمله ی مبهم «برای رفتن آماده شوید»، کاملاً واضح بگویید «همین الان کفش هایت را بپوش و سوار خودرو شو.»
2.قبل از صحبت کردن فکر کرده و درخواستی کاملاً مشخص را مطرح کنید و بعد برطبق آن عمل کنید.
3.بعضی بچه ها وقت تلف می کنند زیرا حواسشان پرت می شود و فراموش می کنند که قرار است کاری را انجام دهند. برای حل این مسئله، هربار انجام کاری کاملاً مشخص را از فرزندتان بخواهید. وقتی آن را انجام داد، کار بعدی را تعیین کنید. ایده ی دیگر این است که کارها را به ترتیب بنویسید و این فهرست را همراه با مدادی به فرزندتان بدهید تا هر وقت کاری را انجام داد، روی آن خط بکشد.
4.با کلماتی نظیر: «عجله کن!» فرزندتان را وادار به عجله نکنید. این نوع کلمات، مانع از انجام کار بچه ها می شوند. آنها وقت اضافی می خواهند تا اشتباهاتی را که هنگام عجله، مرتکب شده اند جبران کنند. کار مشخصی از او بخواهید تا مطابق آن عمل کنند: «لطفاً جورچین خودت را در جعبه بگذار و به حمام برو.»
5.فرزندتان را تشویق کنید تا کارش را با جمله ی «وقتی / بعد» انجام دهد، مثلاً: «وقتی پیژامه ات را پوشیدی، بعد برایت داستان می خوانم.»
6.برنامه ی زمانی خود را بررسی کنید و صادقانه ببینید که آیا همواره سعی می کنید کارهای زیادی انجام دهید. اگر بله، بر اولویت های زندگی خود متمرکز شوید و کمی خودتان را کُندتر کنید
 
 
 
 
 
راه حلها
1.با معلم فرندتان در تماس باشید که از تکالیف و زمان مورد نیاز برای انجام آن مطلع شوید که مطمئن شوید تنها مسئله انجام تکالیف اوست. گاهی بی میلی از انجام تکالیف نشانه ای از وجود مشکلی بزرگتر است.
2.« زمان انجام تکالیف» را برای خودتان تنظیم کنید تا کارهای مانند پرداخت صورتحساب یا خواندن روزنامه را که با کاغذ سروکار دارد، انجام دهید. با فرزندتان پشت یک میز بنشینید. نزدیک او باشید تا به سؤالاتش پاسخ دهید، اما بیشتر روی کار خودتان متمرکز باشید. حضور شما فرزندتان را « تشویق می کند» تا تکالیفش را کامل کند. اگر « تکلیفی ندارد» این مسئله او را از ساعت تکالیف معاف نمی کند. به او بگویید کار فوق برنامه ای برایش تعیین می کنید تا در این ساعت انجام دهد. شاید او تکلیفی را به یاد آورد که بتواند آن را انجام دهد.
3.از دانش آموزی بزرگ تر بخواهید تا مربی کودکتان شود و تکالیفش را به خانه شما بیاورد و یا برعکس. آنها می توانند با هم در زمان انجام تکالیف، کارشان را به اتمام برسانند. این مربی در دسترس کودک شماست تا به سؤالات او پاسخ دهد و راهنمایی اش کند. حتماً مراقب باشید که یک بزرگتر در کنار آنها باشد تا با هم صحبت و بازی نکنند
 
 
راه حلها
1. به بچه هایتان مسئولیت و مالکیت تکالیفشان را واگذار کنید. باید کاملاً درک شود که انجام تکالیف مدرسه، کار آنها و یکی از اولویتهای آنان است. وظیفه ی شما این است که مانند مدیر یا مربی عمل کنید و محیطی مناسب فراهم آورید. در انجام کارهایشان زیاد خود را درگیر نکنید زیرا هرچه والدین مسئولیت بیشتری برعهده بگیرند؛ بچه ها مسئولیت کمتری احساس می کنند.
2.زمان و محل خاصی را برای ارائه تکالیف تعیین کنید. مثلاً: بلافاصله پس از اینکه ظرف های شام شسته شدند و آشپزخانه تمیز شد، تمام تکالیف روی میز آشپزخانه باشد برای حفظ الگو و ایجاد عادت وقتی کودک تکلیفی ندارد می تواند از این زمان برای خواندن یا نوشتن نامه یا یادداشت های تشکر یا خاطره استفاده کند. اگر برخی روزها در این زمان برنامه خاص دیگری وجود دارد، می توانید تنها در همان روزها برنامه را تغییر دهید.
3. فضای مطلوبی برای انجام تکالیف ایجاد کنید. به طور مثال: میز تمیز باشد و لوازم مورد نیاز در دسترس باشند. در این اوقات هیچ گاه او را سرزنش نکنید؛ غر نزنید و شکایت نکنید. بعضی بچه ها با شنیدن موسیقی ملایم و یا هنگامی که پنجره باز باشد و هوای تازه به درون بیاید، بهتر تکالیفشان را انجام می دهند. حواس بعضی بچه ها به سادگی پرت می شود و نیاز به سکوت مطلق دارند. سعی کنید بفهمید چه کار یا فضایی برای فرزندانتان بهتر است. شاید این کار را ترجیح ندهید، اما بهترین فضای متناسب با شخصیت فرزندتان را انتخاب کنید.
4. هیچ گاه برای انجام تکالیف مدرسه، جایزه یا تنبیه در نظر نگیرید. این مسائل تمرکز او را از روند آموزش منحرف کرده و استرس بیشتری برایش ایجاد می کند، زیرا سعی می کند از تنبیه جلوگیری کند و یا جایزه را به دست آورد. حتی بدتر اینکه فرزندتان به این نتیجه می رسد، تنبیه زیاد هم بد نیست و یا جایزه چندان هم عالی نیست، پس همچنان به دلخواه خود عمل می کند.
 
 
 
راه حل ها 
1.مسابقه بگذارید. مبلمان و وسایل دیگر را کنار بکشید، موسیقی بگذارید و به هر کس که کارها و حرکات خنده دارتری انجام می دهد و یا حرکاتش بیشتر از بقیه ورزشی است جوایزی بدهید. یا نمایش اجرا کنید.
2. بگذارید بچه ها نمایشنامه بنویسند و لباس و صحنه را آماده کنند. از این نمایش فیلم برداری کنید و آن را نمایش بدهید. بچه ها هم می توانند به تماشاچیان، بلیت یا خوراکی بفروشید.
3. پیک نیک آپارتمانی تدارک ببینید. برای ناهار ساندویچ آماده کنید. در گوشه ای از خانه که کمتر مورد استفاده قرار می گیرد، پتویی پهن کنید. این گوشه هر چه غیرمعمول تر باشد، پیک نیک جالب تری خواهید داشت.
4. بگذارید بچه ها با استفاده از میز، صندلی و پتو، اتاقک بزرگی بسازند. بگذارید این اتاقک تا چند روز به همان صورت باقی بماند و بچه ها در آن بازی کنند، غذا بخورند و حتی بخوابند
5. بازی ردیابی را انجام دهید. یادداشت هایی در قسمت های مختلف خانه قرار دهید، طوری که هر کدام فرد ردیاب را به یادداشت بعدی هدایت کند (مثلاً داخل لباسشوئی را نگاه کن). در آخرین یادداشت، جایزه ای برای برنده در نظر بگیرید. حالت دیگر این است که بچه ها این بازی را برای شما یا برای همدیگر ترتیب دهند.
6. برای شام غذای آماده سفارش دهید. با بچه ها به آرامی بازی کنید. حتی می توانید چند تشک را به هال بیاورید و اردویی برای خودتان درست کنید.
7. شیرینی بپزید. شیرینی های مورد علاقه ی خود را درست کنید. همراه با هم، کیک های مخصوصی بپزید.
 
 
 
 
آموزش احترام
1.خودتان الگوی رفتار محترمانه برای کودک باشید. وقتی با فرزندتان حتی زمانی که عصبانی هستید محترمانه برخورد می کنید می توانید توقع چنین رفتاری داشته باشید. حال اگر فریاد بزنید، تحقیر و تهدیدش کرده و به او لقب های بد دهید و یا با تنفر برخورد کنید دقیقاً چنین الگویی داده اید.
2.اجازه ندهید فرزندانتان با بی احترامی با یکدیگر برخورد کنند زیرا تمرینی است برای برخوردشان با دیگران.
3.باید ظرفیت های احترام اجتماعی را به بچه ها آموخت، چنانچه در جمع رفتاری حاکی از بی احترامی دیدید به جای اینکه با صدای بلند مؤاخذه کنید، آنها را به گوشه ای برده و به آرامی خطایش را به او گوشزد کنید و راهنمایی کنید که چگونه می تواند رفتارش را به صورتی محترمانه اصلاح کند.
4.در طول روز، به موارد رفتارهای محترمانه یا غیر محترمانه اشاره کنید. در مورد صحنه های محترمانه و غیرمحترمانه فیلم ها و برنامه های تلویزیونی نیز مباحثه کنید. 
#واحد مشاوره دبستان قرآنی اندیشه سبز
 
 
خاطرات خواندنی مشاور مدرسه از سیل پل دختر
(نشر در ماهنامه فرهنگی هنری سایس من)
 
 
 
 

به دلیل خراب شدن پل ارتباطی، از راه کوهستانی و پرخطر به سمت روستای «چم مهر بالا» حرکت کردیم و تا شب آنجا ماندیم.

در بخشی از کار، درخواست کردم افراد ساکن در چند چادر که فامیل بودند دور هم جمع شوند. مادربزرگ خانواده با شوخ طبعی همه را فراخواند. خود را معرفی کرده و با یکدیگر آشنا شدیم. از دختر خانواده که دو فرزند داشت خواستم از روز سیل بگوید. این­طور شروع کرد: خیلی وحشتناک بود. آدم باورش نمی­شه که همه­ی آنچه سال­ها به زحمت ساخته­ یکدفعه از بین بره. در حالی که اشک در چشمانش حلقه زد ادامه داد: صبح که آب رودخانه بالا آمد به سمت قبرستان (واقع در بالای کوه، مکان کنونی چادرشان) آمدیم. سرعت آب انقدر زیاد بود که مجبور شدیم بدویم. خانه­مان زیر آب رفت. قبل از سیل هشدار داده بودند اما باورمون نمی­شد اینطوری بشه!. عده­ای شب قبل از سیل خانواده را به پلدختر بردند و خود تنها در خانه ماندند. تعدادی برای نجات دام به منزل برگشتند که با آمدن سیل به پشت بام­ فرار کردند. همه جا را آب گرفته بود. وسایل ارتباطی قطع شده بود. وقتی پل ارتباطی روستای «چم مهر بالا و پایین» خراب شد انگار دنیا خراب شد. خیلی ترسیده بودیم و گریه می­کردیم. مردم خود را می­زدند و عزیزاشون را صدا می­کردند. از نگرانی و ترس داشتیم می­مردیم. هنوز باران می­آمد. و وسایل بزرگ بود که آب با خود می­برد.

عروس خانواده ادامه داد بدترین و سخت­ترین صحنه برام زمانی بود که دو گاو بزرگ را آب برد. فکر می­کردم وقتی آنها به این بزرگی نتوانستند مقاومت کنند وای به حال ما، حیوان­های بی­گناه خود را به میله آهنی چسبانده بودند، اما سیل انقدر زور داشت که آنها را با خود برد و محو کرد. این صحنه مدام جلوی چشمم است.

خانمی که ماسک زده و دستکش سفیدی به دست داشت گفت: هوا که تاریک ­شد ترس­مان بیشتر و بیشتر ­شد. بالاخره بارندگی قطع شد و بالگردها آمدند. چند نفری که روی پشت بام­ها مانده بودند را نجات دادند و پتو و تن ماهی ­انداختند. اما به ما نرسید. پرسیدم: چطور؟ یعنی کم بود؟ گفت: نه زیاد بود ولی خانواده­هایی که مردشان قوی­تر بودند بیشتر گرفتند و به دیگران ندادند. دختر خانواده ادامه داد: چند ساعتی از شب گذشته بود و همچنان با جایی ارتباط نداشتیم. از دور  یک عده را دیدیم که با بیل و کلنگ به سمت ما می­آیند. نزدیک­تر که شدند فهمیدیم مردهای روستای «میدان» هستند و می­خواهند ما را برای استراحت با خود ببرند. شب آنجا ماندیم و صبح زود برگشتیم. برخی از اهالی که خانه­هایشان کمتر زیر آب رفته بود با فروکش کردن آب، گوشت و مرغ­های درون فریزرهایشان را آوردند. کباب کردیم و دور هم خوردیم. شب اهالی روستای «میدان» با قرمه­سبزی آمدند که در عمرم قرمه­سبزی به این خوشمزگی نخورده بودم. پس از رسیدن نیروهای هلال احمر از آنها تشکر کردیم و خواستیم به زندگی­شان برسند.

چقدر انسان­ها متفاوتند. یکی گوشت منزلش را کباب کرده به همه می­دهد، یکی چند ساعت پای پیاده غذا می­آورد و دیگری بدون توجه به دیگران غذا و پتو بیش از نیازش نگه می­دارد!.

در راه بازگشت به مقر به این می­اندیشیدم که اگر من جای اینان بودم چه می­کردم؟ جزو کدام دسته بودم؟

 
این داستان ادامه دارد.... 
 
 
 
سبک زندگی
 
 
یک بار زندگی می کنیم، پس باید برای ساختن زندگی بهتر بسیار تلاش کنیم. زمان به عقب بر نمی گردد و در حال عبور است و باید در لحظه زندگی کرد و از آن لذت برد! در ادامه می خواهیم ٥ روش ساده برای ساختن زندگی بهتر را با هم بخوانیم. این روش ها راهنمای عملی برای ساختن یک زندگی بهتر است.
در زندگی مهم است که ما هر از گاهی توقف کنیم و از چیزهای کوچک لذت ببریم و از هر روز زندگی، بیشترین بهره را ببریم. اما از کجا شروع می کنید؟ در اینجا پنج روش معرفی می شود که با امتحان کردن آنها می توانید استفاده بیشتری از زندگی ببرید.
١. زمان را بسازید:
برای بسیاری از ما، برنامه شلوغ و زندگی کاری، سر راه بیشترین بهره از زندگی را بردن قرار می گیرد. ما خودمان را متقاعد می کنیم و می گوییم که یک ساعت برای تماس با یک دوست و یا گذراندن یک بعدازظهر تعطیل در بیرون از منزل را نداریم. پس مهم است که شما برای این چیزهای به ظاهر اضافی، برنامه ریزی کنید و زمان بگذارید!
چیزهای ساده مثل قرار دادن یک بعدازظهر در هفته تا همه وسایل الکترونیکی را خاموش کنید و با یک دوست به گفتگو بنشینید و یا برنامه چیدن برای یک سفر کوتاه به جایی جدید، چیزهایی هستند که می توانند زندگی شما را پرمعناتر کنند. حذف عوامل حواس پرتی و تمرکز روی یک کار می تواند مدیریت بهتر زمان را تضمین کند و شما متوجه خواهید شد که گشتن در اینستاگرام به مدت یک ساعت و یا دراز کشیدن روی مبل و تماشا کردن تکرار برنامه های قدیمی تلویزیون یک استفاده غیرمفید از زمان شماست.

٢. اهداف بزرگ در نظر بگیر:
هدف گذاری برای به چالش کشیدن ماست و اگر می خواهیم بیشترین بهره را از زندگی ببریم، زمان آن رسیده که اهداف بزرگ در سر بپرورانیم. هدف، چیزی است که به زندگی روزانه شما انگیزه می بخشد چرا که احتمالاً به تمرین یا یادگیری منظم برای دستیابی به هدف خواهید داشت.
ممکن است شما همیشه دلتان می خواسته که یک قله را فتح کنید. یا اجرایی در یک صحنه داشته باشید. یا در یک ماراتون شرکت کنید. با سپری کردن وقت های آزاد خود برای بهبود تکنیک های خود و یا تکمیل ورژن های کوچک تر یا کوتاه تری از رویدادهای اصلی، به اهدافتان برسید.
شما تا آنجا که می خواهید، می توانید در مورد این اهداف صحبت کنید و یا محتاطانه عمل کنید اما بیشتر مردم به این نکته رسیده اند که با گفتن اهدافشان به خانواده و یا دوستانی که آنها را تشویق و پشتیبانی می کنند، می توانند به اهدافشان دست پیدا کنند. از کجا می دانید، شاید آنها نیز در این راه به شما ملحق شوند!
 
 
٣. از خودتان مراقبت کنید:
اگر شما از ذهن و بدنتان مراقبت کنید و مطمئن شوید که اینها مانع شما نمی شوند، زندگی بهتری خواهید داشت. یکی از راه های عالی برای مراقبت از خودتان، انتخاب غذاهای سالم تر است. وقتی مطمئن باشید که حس خوبی دارید، به شما انرژی می دهد و شما را برای امتحان کردن چیزهای جدید تشویق می کند. با تغییرات کوچک در سبک زندگی سالم تر، شروع کنید.
این تصمیم می تواند شامل تلاش برای نوشیدن شش تا هشت لیوان مایعات در هر روز، خوردن میوه و سبزیجات بیشتر و همچنین ١٠ هزار گام پیاده روی، البته مطالعات اخیر مقدار نزدیک به ١٥ هزار گام را پیشنهاد می دهند، باشد.
٤. یک سرگرمی جدید را امتحان کنید:
پیدا کردن یک سرگرمی که از آن لذت ببرید، کار ساده ای نیست. اما اگر شما فعالیت جدیدی کشف کردید که آن را دوست دارید، می توانید از این فرصت برای پیشرفت مجموعه مهارت های خود، پیدا کردن دوستان جدید و هدف دار زندگی کردن، استفاده کنید. حتماً لازم نیست یک نوع ورزش باشد، سرگرمی های جدید زیادی برای روزهای استراحت وجود دارند که به باشگاه مربوط نمی شوند، مثلاً نقاشی آبرنگ، باغبانی و یا خوشنویسی. دنیایی از سرگرمی برای انتخاب کردن وجود دارد، پس چندتا از آنها که توجه شما را جلب می کند امتحان کنید تا متوجه شوید کدام یک برای شما مناسب است.
حتماً لازم نیست که این سرگرمی یک کار جدید باشد. اگر شما زمانی علاقه مند به نواختن یک آلت موسیقی بوده اید اما مدتی آن را تمرین نکرده اید، چرا دوباره به سمت آن نمی روید؟ یا مثلاً اگر زمانی یک دونده خوب بوده‌اید اما برای زمان زیادی، تمرین نکرده اید.
 
انتخاب کردن کاری که، زمانی از آن لذت می برده اید یک روش عالی برای معرفی کمی سرگرمی به زندگی شما و روش خوبی برای بهبود سلامت فیزیکی و ذهنی شماست.
٥. "تغییر معنا دادن" چیزها را امتحان کنید:
گیر کردن در یک لحظه، تمرکز بر چیزهای منفی و اجازه دادن به آن برای خراب کردن کل روز و یا حتی کل هفته شما، کار ساده ای است. وقتی اتفاق بدی می افتد، ایده خوبی است که یک لحظه زمان بگذارید و آن را "تغییر معنا" دهید. یعنی از خودتان بپرسید: "آیا این مشکلی است که من یک سال دیگر هم درباره آن نگران خواهم بود؟ یا یک ماه دیگر؟ یا یک هفته دیگر؟" و تا جایی پیش بروید که متوجه شوید که مشکل، واقعاً چقدر جدی و یا جزئی است.
این یک تکنیک عالی برای قرار دادن چیزها در منظر دید شما و یک روش عالی برای این است که پیش از اینکه دوباره به زندگی کردن به طور کامل برگردید، به خودتان اجازه یک لحظه تأمل را بدهید! به شما اجازه می دهد که به موقعیت به نحو کاملاً متفاوتی نگاه کنید و یک روش جدید برای برخورد با آن را پیدا کنید.
اگر امروز تنها یك چیز را می خواهید، نکاتی که در بالا آمده است را امتحان کنید و تلاش کنید تا بهترین زندگی را بسازید.
 
 
👈 برای مطالعه 
✅  بگذارید بچه‌ها اشتباه کنند و مسئولیت اشتباه را خودشان به عهده بگیرند

نوجوان به بزرگ‌سالی مسئول تبدیل نمی‌شود، مگر فضایی برای اشتباه کردن و آزمون و خطا داشته باشد، تصمیم بگیرد و عواقبش را بپذیرد، تجربه کند و درس بگیرد. این وظیفه ما بزرگ‌ترها است که فرصت خطاهایی قابل جبران را برایشان فراهم کنیم و اجازه دهیم مسئولیت کارها را به‌تنهایی بر عهده بگیرند.
فرستادن یک‌باره نوجوان به دنیایی که هیچ شناختی از آن ندارد عاقلانه نیست؛ اما کنترل دائمی هم ممکن و منطقی نیست. راه‌کار میانه، برداشتن قدم‌های کوچک همراه با نظارت و مراقبت است. وقتی به نوجوان فرصت می‌دهید چیز تازه‌ای را تجربه کند، نباید آن‌قدر نزدیک بایستید که ابتکار و آزادی عمل را از او بگیرید و نه چنان دور باشید که در صورت نیاز نتوانید دستش را بگیرید. 
جسیکا لاهی، آموزش‌گر و نویسنده در کتاب «هدیه شکست» ماجرای دانش‌آموزی را شرح می‌دهد که در مدرسه‌ای ممتاز درس می‌خواند و همه مسئولیت‌ها هم بر عهده مادرش بود؛ در واقع مادر واسطه میان او و معلمان بود، کم‌کاری‌ها و فراموش‌کاری‌های فرزند را رفع و رجوع می‌کرد و با غر زدن و تذکرهای مکرر پسر را به درس خواندن وا می‌داشت. 
اما این فرآیند فرساینده باید جایی پایان می‌گرفت. مادر که از ادامه این مسیر ناتوان بود مدرسه فرزند نوجوان را تغییر داد و شرط گذاشت که اگر می‌خواهد به مدرسه مورد علاقه‌اش بر گردد و از امکانات ویژه آن بهره‌مند شود، باید خودش مسئول همه‌چیز باشد. پسر که باور نمی‌کرد این بار مادرش قاطعانه کنار کشیده باشد، بعد از مدتی شروع کرد به برقراری ارتباط مؤثر با معلم‌ها، مشکلات را خودش حل می‌کرد بی‌این‌که مادرش مسئول قرار گذاشتن با معلم‌ها باشد. او بیش از قبل درس می‌خواند اما دیگر دانش‌آموز ممتاز نبود، چیزی که در این میان اهمیت داشت، فراتر از نمره بیست بود. خانم لاهی تأکید می‌کند: ما به عنوان والدین باید میان «نتیجه عالی و نوجوان ناتوان و بی‌مسئولیت» یا «نتیجه میانه و نوجوان مسئول و توانمند» یکی را انتخاب کنیم.
 
 
با سلام 
رفتارهای مهرورزی شامل 
پذیرش
گوش دادن 
احترام 
حمایت 
تشویق و دلگرمی 
اعتماد 
گفتگوی همیشگی بر سر مسائل 
تذکر مدام و نهی از رفتارهای مخرب و ناپسند کاری بس آسان است که از کودکی شاهد آن بوده و براثر یادگیری اجتماعی و عادت ما نیز آن را ادامه می دهیم، اما علی رغم تذکرات بسیار همچنان شاهد ادامه این رفتارها هستیم، تا جایی که احساس می کنیم دیگر تذکراتمان فایده ندارد و مستأصل می شویم...
آنچه نیاز است بیاموزیم جایگزین کردن رفتارهای مهرورزی با رفتارهای مخرب است...
چنانچه اطرافیان و نزدیکانمان مثل همسر و فرزند و... را همانگونه که هستند بپذیریم و سعی در تغییر آنها نداشته باشیم، احترام گذاشته و به سخنانشان گوش دهیم، از آنها حمایت کرده و در راه رسیدن به اهدافشان تشویق نماییم، اعتماد میان خود را روز به روز افزایش داده ایم 
و در آخر باید بدانیم بین تمام انسان ها همیشه اختلاف نظراتی وجود داشته و دارد که می توانیم با گفتگو کردن، آنها را کاهش داده و به درک بهتری از یکدیگر نايل گردیم...
پر واضح است که با چنین رفتارهایی به چه میزان به عزیزانمان نزدیک می شویم...
پس همه چیز از ما آغاز می گردد...
 
           
رفتارهای مخرب شامل 
نکوهش و سرزنش 
شکوه و شکایت
غرغر 
تحقیر و مقایسه 
تهدید
تنبیه
باج دادن برای تحت کنترل درآوردن 
هر یک از ما هر روزه لااقل دو الی سه رفتار تخریبگر را انجام داده و عزیزانمان را از خود دور می سازیم که در اکثر مواقع توجیحات زیادی برای ادامه این رفتارها داریم.
به طور مثال 
به کودکمان می گوییم "تو همیشه شلخته ای"، به همسرمان می گوییم "سرکار نرو من حقوق بهت میدم"، "حالا که منزل مادرم نیامدی منم خانه مادرت نمیام" و مثال های بسیار از این دست...
چنانچه پیش از بیان هر یک از مثال ها از خود بپرسیم آیا این سخن ما را بهم نزدیک تر می سازد یا دورتر، آن را به زبان نخواهیم آورد. 
ادامه دارد... 
 
 

 
گاها ما والدین فکر می کنیم چون بزرگتر هستیم و بیشتر می دانیم، حق و وظیفه داریم کودکانمان را مجبور به انجام کاری کنیم که دوست ندارند و غافلیم که اینگونه رفتارها رابطه مان را تخریب و ما را از یکدیگر دور می سازد. به همین جهت است این رفتارها را در رابطه با دوستانمان انجام نمی دهیم تا ناراحت نشوند، دوستیمان حفظ شده و اوقات خوشی بگذرانیم.
با عنایت خداوند بنا داریم در این فضا با شناسایی رفتارهای کنترلگر و مخرب و معرفی رفتارهای مهرورزی در هر چه صمیمی تر شدن روابطمان با افرادی که دوستشان داریم قدم برداریم. 
 گام اول: کلید طلایی روابط این است که پیش از انجام هر کاری از خود بپرسیم.
 آیا این رفتار ما را به هم نزدیکتر می کند یا دورتر؟
چه کار دیگری می توانم انجام دهم؟